على دوانى
124
سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )
كتابى كه داراى چنين ارزشى است جا دارد كه انديشمندان در پيشگاهش زانو زنند و كاوش گران آن را مورد مطالعه و بررسى قرار دهند ، و شايسته است كه پيرامون آن كتابها و رسالهها نوشته شود ، تا همه يا بعضى از مطالب آن روشن گردد ، و به زبانهاى ديگر هم ترجمه شود تا اهل هر زبانى كفى از آن دريا بردارند . علامهء تهرانى سپس 14 ترجمه نهج البلاغه را كه تا آن زمان ديده يا از آن اطلاع پيدا كرده است بر مىشمارد . اين ترجمهها به زبانهاى فارسى و اردو ، و گجراتى است . « 15 » و در جلد هفتم به عنوان « خطبههاى امير المؤمنين » 13 كتاب را به نام « خطب امير المؤمنين » از تأليفات دانشمندان پيشين نام مىبرد . « 16 » و در جلد چهاردهم زير عنوان « نهج البلاغه » مىنويسد : « نهج البلاغه از لحاظ اشتهار و مقام و الا و ارزش و جايگاه بلندى كه دارد همچون آفتاب نيم روز است . چقدر زشت است كه خردمند بينا سؤال كند آفتاب تابان چيست ؟ با اين كه مىبيند پرتو آن سرتاسر دنيا را فرا گرفته است . نهج البلاغه نيز چنين است . زيرا شهرت آن شرق و غرب عالم را پر كرده ، و نام آن به گوش جهانيان رسيده است . از تعليمات نهج البلاغه كليهء افراد نوع بشر استفاده مىبرند ، چون مطالب اين كتاب از معدن وحى الهى صادر شده است ، نهج البلاغه در تبليغ و تعليم ، برادر قرآن كريم است ، و دواى درد هر دردمند و بيمار مىباشد ، و دستور العملى است براى به دست آوردن سعادت دنيا و سيادت آخرت . با اين فرق كه قرآن را حامل وحى الهى بر قلب پيغمبر امين صلّى اللّه عليه و آله و سلم نازل كرده است ، و نهج البلاغه انشاء باب مدينهء علم پيغمبر و حامل وحى او ، يعنى سيد الموحدين و امام المتقين على أمير المؤمنين عليه السّلام من رب العالمين مىباشد . . . سخنانى كه أمير المؤمنين عليه السّلام در خطبههايش ايراد مىفرمود ، يا آن را براى كاتبش املاء مىكرد . « 17 » در روز نخست بر حسب عادت عرب در سينههاى گروهى از يارانش جاى داشت ، سپس آنچه در سينهها بود در اصول اوليه رجال شيعه نوشته شد ، چنان كه سيزده تا از اين كتابها به نام « اصل » را در جلد هفتم صفحهء 187 به بعد ذكر كرديم . يكى از اين كتابها كه مشتمل بر
--> ( 15 ) - الذريعة - ج 4 - ص 144 . ( 16 ) - الذريعة - ج 7 ص 187 . ( 17 ) - معلوم نيست حضرت مطالب را عموما املاء مىكرده است . به ظن قوى نامهها اغلب به خط خود حضرت بوده است .